یادداشت های کودکی من

یادداشت های کودکی من

خاطرات عطرین عسلین

سفربه مشهد


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ سه شنبه 15 فروردين 1396 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
هفت سین 96


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 2 فروردين 1396 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
آغاز سال یک هزارو سیصد و نود وشش هجری شمسی

هفت سین را می گسترم به نام هزارو سیصد و نود و ششمین بهار معظم و به کام عشق دلبرک چهار ساله شیرین معطر

 

ماهی نمیگذارم چون ماهی دارم درخشان در پهنه سیاه جاری شبهایم 

 

سبزه به چه کار می اید در برابر سبزی روزگارانم

 

سیب چه جلوه ای دارد با وجود سرخی گونه هایش

 

و سمنو که سبد سبد شیرینی و برکت با حضورش مهیاست

 

سکه میخواهم چکار که سیم و زر و دارائیم اوست

 

سنجد هرگز؛چراکه سرخوشی و سعادت را درکف اقبال دارم

 

سیر نمی اورم که سلامت روح و روانم اینجاست

 

وسرکه را دور می ریزم که سبوی آب حیات در بغل دارم 

 

 

آری می آرایم سفره ام را اما نه با سین های تکرار شونده بلکه به صفای ساطع از هاله وجود پرمعنای دختر دردانه ام

معشوقه جواهر تن ابریشم موی سیمین بدنم 

 

وخیالم که از هفت سین راحت میشود با استکانی چای می نشینم به تماشای شادیش 

 

و بفکر میروم که چگونه خدا اینهمه لطافت و ظرافت را یکجا در گل کوچک گلدان قلبم آفریده و با این یک گل همه باغ زندگیم را بهار کرده 

 

چشمهایم ازین فکر پر از پولک و ستاره میشود و دستهایم رو به آسمان بالا میرود برای خوب ماندن حالش و طراوت روحش و عمر جاویدانش 

 

که ناگهان اولین مهمان از راه میرسد با کفشهای تق و تقی و چادر گل گلی اش

 

درمیزند ؛ باز میکنیم 

 

بهار خانم است .........آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و شش هجری خورشیدی

 

                                                                 امضا :مامان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخوانید بهارانه سال 95

و          بهارانه سال 93 

و          بهارانه سال 92

 

[ سه شنبه 1 فروردين 1396 ] [ ] [ ] [موضوع : امضامامان, چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
happy valentine


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

مطلب دارای رمز اختصاصی است درصورت تمایل به داشتن رمز پیام بگذارید


[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
تئاتر روزی روزگاری شلمرود


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
دلیل بی بدیل

دیروز موقع برگشتن از مهد اشک مامانو در آوردم از بس نق زدم که من نمیخوام پیاده بیام و منو با ماشین ببر خونه 

دیگه هرچی ترفند و بازی بلد بوده بکار زده برای آوردن من تا مقصد . از بریم تو برفا راه برو تا بدویم دنبال پیشی و بازی کردن تو وسیله ورزشی ها و ....... که بمحض تموم شدن همه اینا دوباره یادم افتاده که نمیخاستم پیاده بیام و بهونه که ای وای پام درد میکنه و کمرم درد میکنه و .......یکمی هم بغل شدم و خلاصه اخراشم با مسابقه بدوییم ببینیم کی برنده میشه بالاخره رسیدیم خونه . 

 

اما همه اینا یک طرف قولی که مامان داد مبنی بر اینکه فردا با ماشین میاد دنبالم یک طرف ؛ و خودشم میدونست که اگه به قولش عمل نکنه محشر کبری به پا میشه .

 

این شد که امروز با آژانس اومد . ترافیک سنگین بود  و راه 1 ربعه شد نیم ساعت . بی حوصله روی صندلی عقب لم داده بودم که مامان فرصت رو مغتنم شمرد و شروع کرد که : ببین عزیزم چقدر با ماشین طول میکشه اگه پیاده رفته بودیم الان رسیده بودیم خونه و ..... وهی گفت و گفت . منم که دیدم توجیهای همیشگیم که خسته میشم و اینا.... الان جواب نمیده با یک لحن اعتراض و تندی گفتم :عه خوب من نمیخوام هوا بهم بخوره مگه نمیدونی هوا آلوده اس 

 

مامان به کنار صدای خنده راننده آژانس هم بلند شد ازین جواب کوبنده من 

[ سه شنبه 19 بهمن 1395 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
شهربازی الماس هروی


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ پنجشنبه 30 دی 1395 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من ] [ ]
محبت یا خشونت؛مساله اینست


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ يکشنبه 12 دی 1395 ] [ ] [ ] [موضوع : چهار تا پنج سالگی من , مامان نوشت] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 41 صفحه بعد