یادداشت های کودکی من

خاطرات عطرین عسلین

عمل جراحی

شنبه هفته گذشته روز سخت و طاقت فرسایی برای همه ما بود . عبور ازیکی از گردنه های دلهره آور زندگی که شکر خدا به سلامتی گذر کردیم .      صبح شنبه گذشته عمل لوزه دخترم عطرین بود . عملی که دوسالی به تعویق انداختیم بلکه لازم نباشه اما بالاخره مجبور شدیم این جام زهرو بنوشیم که امیدواریم به لطف خدا اثرش شفا باشه همچون عسل .      6 ماه زمستون گذشته رو انواع دارو و قرص بهش دادیم تا خوب بشه  اما بمحض قطع شدن داروها علائم هم برگشت . تنفس دهانی در موقع خواب شدیدترین و بارزترینش بود . اما احساس کردم روی رشد قدیش هم داره تاثیر میذاره . وانگهی تغییر فک و نیاز به ارتدونسی و فشار خون بالا در میانسالی ه...
30 ارديبهشت 1396

انحصاری

دو تا از کلماتی که مخصوص به خودم و در انحصار منه یکی ترکیب " ولی , اما " هستش که همیشه با هم بکار میبرم  مثلا من از تاب خوشم میاد ولی اما سرسره بهتره . این ترکیب خیلی وقته با منه .    یکی دیگشم عبارت "خودخودیم " " khodkhodi "هستش . مثلا میخوام بگم این سی دی کارتون مال خودِ خودمه میگم این کارتون خودخودیمه . این جدیده و نمیدونیم از کجا اومده .   از دیگر تلفظات اینجانب تلفظ اسپری با صدای " e  "بجای اسپری " a " هست که خیلی نمکینش کرده و با مقادیر قابل توجهی تذکر هم قصد اصلاحش رو ندارم .    و همچنین پیلاستیک بجای پلاستیک . که به احتمال قر...
21 ارديبهشت 1396

ازین دست معاشرتها

عطرین : میخام با بابا برم دفتر مامان : چرا؟ عطرین :چون میخام برم سر کار پول در بیارم مامان : عطرین کف حموم ندو لیز میخوری عطرین : میخام بازی کنم مامان : اینجا که جای بازی نیس صب کن هوا گرمتر بشه بریم اصفهان بریم باغ اونجا اب بازی کن تو استخر عطرین: چه حرفای خوبی میزنی منو یاد پدربزرگم میندازی مامان : پدربزرگ ؟ کدوم پدربزرگ؟ عطرین : پدر شاینا دیگه عطرین : مامان تیله ام افتاده پشت تخت مامان غرغر کنان ، تخت را کشیده جلو و زیرش را وارسی میکند عطرین (دست به کمر و منتظر ) حالا میخای یک مشکلی و حل کنیا عطرین بعد از شنیدن کلی نصیحت های مادرانه : حرفات به دلم ننشست   ...
6 ارديبهشت 1396