یادداشت های کودکی من

کارشخصی

وسط خونه تکونی هستیم همه چیز درهم برهم شده بابا ، بالای نردبوم داره دیوار تمیز میکنه من بین شلوغی وسایل بیرون ریخته شده از کمد گم شدم  یهو میای میگی : برید کنار یک کار شخصی دارم  نگاه متعجب من و بابا تو رو دنبال میکنه  چکش سنگین رو بر میداری و شروع میکنی به کوبیدن روی گیره پرده که باز شده  وبا قیافه ای جدی : به کارتون برسین دیگه منم کار شخصی دارم ...
7 اسفند 1394

درس عربی

نمیدونم چرا امشب یهو یاد یک خاطره از زمان دبیرستانم افتادم . شاید خاطره ام خنده دار نباشه اما برای خودم خیلی شیرین و ارزشمنده .  سال آخر دبیرستانم بود و تازه به اون مدرسه رفته بودم . دبیر عربی که اومد سر کلاسمون با بد اخلاقی بسیار که مخصوص پیر دخترهای مجرد شاغل هستش( اهل دلاش میفهمن چی میگم) از لحظه اول همه رو تهدید کرد و تحقیر و گفت توی 17،18 سالی که تدریس میکرده تا بحال کسی ازش نمره 20 نیاورده. و حسابی همه رو ترسوند و به اصطلاح نسق رو گرفت.   اون زمان امتحانات پایانی امتحان ثلث نام داشت که 3 نوبت درسال برگزار میشد امتحانات ثلث اول بود. ما 4 تا کلاس چهارم ادبیات بودیم که بخاطر تعداد زیاد دانش آموزان امتحان عربیمون تو...
5 اسفند 1394

عصرانه ۱

امروز میخوام یک عصرانه مقوی و خوشمزه و البته شیک یادت بدم که تقریبا راحت هم هست .   مواد لازم سیب 2 عدد کوچک پودر ژله پرتقال یا لیمو  1 بسته   توی یک قابلمه کوچک 1 بسته ژله لیمو رو با 2 لیوان اب جوش مخلوط میکنی و خوب هم میزنی . سیبهارو پوست میگیری . تقریبا ژله باید روی سیب رو بگیره . بعد شعله رو روشن میکنی تا شروع کنه به جوشیدن و وقتی جوشید زیرشو کم میکنی تا اروم بپزه نیم ساعت تا پنجاه دقیقه . فقط هر 10 دقیقه بچرخونش تا همه جاش رنگ بگیره . نهایتا یک کمی از ژله بمونه ته قابلمه برای تزئین . طعمش هم شبیه کمپوته منتها یک کم خوشمزه تر . اگه با ژله پرتقال درست کنی نارنجی میشه اگه با ژله لیمو درست کنی سبز. هردوش ...
1 اسفند 1394
1