یادداشت های کودکی من

خاطرات عطرین عسلین

خمیر خونگی

یک یادداشت به در یخچال ما الصاق شده که تیترش اینه :انواع بازیهای عطرین. و بازیهایی که میشه تو خونه باهام بکنن رو مامان لیست کرده . مثل نقاشی شامل آب رنگ ، رنگ انگشتی، مدادرنگی عمو زنجیرباف ماگلیم ماسنبلیم فرشته ها قایم موشک خاله بازی کارباکاغذ و قیچی و چسب کار با ارد و خمیر تخت پرش بارفیکس  پرش از روی اوپن تصادف بازی .............     همونطور که گفتم یکی ازین بازی ها کار با ارد و خمیره . این یکی از فعالیتهای کلاس خلاقیتم بود که من خیلی دوستش داشتم . خلاصه اینکه اول یک کمی با آردها بازی میکنم بعد با نمکها و مخلوطشون میکنم و در آخر با آب مخلوط میشه و م...
23 خرداد 1394

قصه اختراعی

حالا که از لالایی اختراعی گفتم ، یادم اومد که از قصه یا همون داستان اختراعی خودمون هم تعریف کنم. البته این قضیه بر می گرده به چندماه پیش، یکی دوماه قبل از عید نوروز(زود به زود مطلب میذارم نه؟) خلاصه ماجرا ازین قرار بود که یک بازی روی ساعد دستت میکردیم که نقش افرینانش یک مورچه و یک ماره ویک فیله بودن .انگشتمو به شکل  مارپیچ می کشیدم رو دستت یعنی ماره راه میرفت ،راه رفتن فیله شبیه ضربه زدن بود و نشگون های ریز نرم پشت سر هم میگرفتم که این مورچه بود.  اولین باربابا مسعود بود که قصه مورچه رو ساخت . یک بار برای اینکه سرت رو گرم کنه این بازی رو با یک سناریو جدید برات تعریف کرد. که یکی بود یکی نبود یک مورچه بود که تو یک شهر...
16 خرداد 1394

لالایی اختراعی

از قبل به دنیا اومدن ثمین یک لالایی بلد بودم که موقع خواب براش می خوندم . زمانی هم که تو اومدی گاهی میخوندمش . اما دوستش نداشتم . چون الفاظش بار منفی داشت و با اینکه اوازش دلنشین و خواب اور بود اما کلماتش حزن انگیز بود. به هر حال تصمیم گرفتم شعرشو عوض کنم و بابا هم بهم کمک کرد و دیگه با خیال راحت شبا برات میخونم.   واینک شعری که جایگزین کردم لالالالا نی نی باهوشه شب ارومه ، گل در اغوشه لالالالا توی این برزن  بازی میکرده روبروی من شکوفانه دست این کودک بر لب مادر بوسه کودک لایی لایی تو بسوی من دویدی من چه شادم توبرای من نویدی از ستاره تا ستاره خنده کردی ازهمیشه تاهمیشه خنده ک...
12 خرداد 1394
1