یادداشت های کودکی من

خاطرات عطرین عسلین

مینیون

مامان داشت از بابا در مورد تم تولدم مشورت و نظر خواهی میکرد منم طبق معمول شروع کردم به نظر دادن گفتم من این تمها رو نمیخام من تم مینیون میخام مامان گفت نه عزیزم نمیشه که مینیون یک تم پسرونه اس که من رگباری شروع کردم به جواب دادن کی گفته پسرونه اس من خودم نقاب مینیون و ساعت مینیون و دمپایی مینیون دارم پس کیکم هم باید مینیون باشه تا لحظاتی تو ماشین سکوت مطلق برقرار بود بلکه مامان هضم کنه و افکارشو جمع کنه 🤔که استدلال منو خنثی کنه آخرم فقط گفت نمیشه مینیون پسرونه اس                       ...
1 آبان 1395
1