یادداشت های کودکی من

خاطرات عطرین عسلین

فرهنگ لغات

واما کلماتی که من خیلی وقته بلدم و مامان خانم تا حالا ننوشته و کلماتی که جدیدا یاد گرفتم مامان و بابا و ددر و اب و دایی و ق ق (قدقد ) و ب ب (بع بع )  ایو (الو) را چند ماهه میگم ماس=ماست دس=دست ناسی یا نایی=نازی پَ پَ=پرپری(دوستش) ایی=اجی اخر=خواهر اله=خاله ماش=ماشین شی=شیر دده=بده بیر=بگیر عمه=عمه مایی=ماهی نِ نِ=نینی   و امروز هم چند تا کلمه جدید داشتم مادَ=مادر بزی=بُ یی قال=پرتقال ناینا=شاینا و صدای قطار دودو چی چی   بهم بگو ماشالا چشم نخوری ایشالا       ...
5 دی 1392

یلدای من به روایت تصویر

  شیرین ترین هندونه سال :عطرین     کرسی یادگاری از زمستانهای قدیم، اما این نماد کرسی بود نه خودش           سه تار ثمین که جزو مراسم یلدا بود اما برای در امان موندن بقیه تزیینات از روی کرسی اومد پایین     از جمله خوراکی های یلدا:باسلق و انار      دیگر مرسومات یلدا: سبد خشکبار که با خرماخارک و نارگیل و انجیر خشک و قیسی و گردو تزیین شده ، اجیل ،هندوانه و دیوان حافظ     نمای کلی     منظور اصلی این عکس هندوانه بوده ولی دوربین چای خوردن خیالی مرا شکار کرده   &nb...
1 دی 1392

خانم سیاستمدار

خواهر جونم دیشب یک گوشی نو خرید . خوبیش اینه که گوشی سابقش به من ارث رسیده اما بدیش اینه که دیگه باید به خواب ببینم به این گوشی جدیدش دست بزنم امشب بابا و ثمین سرگرم گوشی نو بودن که تنظیماتش و درست کنن و به خیال خودشون سر من هم با گوشی سابق گرم بود. منم زیر چشمی داشتم میپاییدمشون . تا فرصت را مناسب دیدم بلند شدم رفتم سمت بابا و همزمان که داشتم میگفتم نایی نایی(نازی) سعی کردم با اون دستم گوشی را بکشم که بابا سریعتر از من عمل کرد و گوشی مزبور جان سالم به در برد. بله من به فراست دریافتم که نایی گفتن و نایی کردن فقط برای ابراز محبت نیست و کاربردهای دیگه ای هم داره مثل اینکه بخوای کسی را تبدیل به یک موجود شریف گ...
27 آذر 1392

اندر احوالات ما

نقل است که از جمله حرکات و سکنات دلپذیر و شیرین مان در این ایام یکی بوسه زدن است بر روی ابوی معظم و والده مکرمه و همشیره از جان بهترمان، با لبهایی که از نرمی برتر از حریر وابریشم است و از طراوت بسان شبنم و دهانی چون قند و عسل که موقع باز شدن طعنه میزند به غنچه گل که نشکفد     و دیگر نوازش ایشان است با لفظ نایی نایی که دست های مبارکمان را بر سرو رویشان میکشیم به نیت نوازش و پاری اوقات هم چنگ میزنیم به جای ان ووقتی هم مارا تذکر میدهند که پنجه نه و نازی اری ما یک چنگ دیگر به صورت ایشان زده و فی الفور خودرا نازی میکنیم     از انجا که هرزمان والده مان به خواب روند انگار که بلایی عظیم نازل شده و مارا یا...
24 آذر 1392

ماس ،دس

ماست تنها خوراکیه که دهنم و براش باز میکنم و یه میل خودم میخورم . این موضوع یکی دو هفته اس کشف شده چون قبلا بهم ماست نداده بودن که . حالا شدت علاقه را ببینین که نه تنها خودم میخورم بلکه دیروز تا مامان گفت بیا بهت ماست بدم منم گفتم ماس جیغها بود که کشیده شد و بوسها که بر سر و صورتم زده شد. تا امروز صبح که 1000 بار منو مجبور کردن بگم ماس . امروز تازه چشممون و از خواب باز کزده بودیم که مامان منو یک محکی زد و به جای اینکه بگه عطرین جان بگو ماست گفت عطرین جان بگو دست منم زودی دستامو زدم به هم و گفتم دس . فورا هم  پشیمون شدم چون انقدر منو چلوند که صدام دراومد. بعد گفت بگو نازی،من که قبلا میگفتم نایی با کمی مکث گفتم ناسی و دوباره همون ا...
21 آذر 1392

این یعنی...

بابا میگه من دارم میرم دفتر من میگم ددر مامان میگه برو تی تیش هاتو بیاربریم ددر من سرمو میندازم زیر تند و تند میرم طرف اتاق عین اردک ها کلاه و برمیدارم و میدم به مامان میگه بقیه اش هم بده منم یکی یکی شال و شلوار و بلوز و ...را میدم دستش این یعنی عشق ددر این یعنی سرعت انتقال این یعنی یک نینی باهوش خوردنی   ...
17 آذر 1392

اطاعت از دستور

از بس که من با این گوشی تلفن راحتم و جور شدیم با هم دیگه مامان وقتی گوشی را میخواد به من میگه برم بیارمش . مثل امشب که بهم گفت عطرین جون برو گوشی را بیار .منم اولش یک کم نگاش کردم بعد به لحن خودم (همون که حرف میزنم منتها بدون حروف الفبا) پرسیدم تلفن؟؟؟؟؟؟ مامان هم گفت بله بیارش . منم قشنگ گوشی را برداشتم اوردم تحویل دادم.   مادر نگار : عطرین مدتهاست با لحن خاصی که دقیقا قابل فهمه حتی برای غریبه ها ، حرفاشو میزنه . این موضوع وقتی با تلفن حرف میزنه خیلی مشهوده . اَ دَ بَ دَ میکنه اما بیشتر با اواهایی که از حنجره اش تولید میکنه حرف میزنه .خب نوشتن اوا غیر ممکنه اما اگه حرف بزنه خوب میفهمیم که سوال کرد؟چیزی خواست؟صدامون کرد؟یا.....ا...
11 آذر 1392
1